اداره کل دیپلماسی عمومی و اطلاع رسانی سازمان انرژی اتمی ایران
سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۸

اگربرجام نبود و ترامپ مي آمد
 
سيدحسين موسويان، عضو ارشد تيم اسبق هسته اي ايران است كه سال هاست قيد كار دولتي در ايران را زده و در آمريكا گذران زندگي مي كند، او در دوران احمدي نژاد ابتدا با پيشنهاد تصدي وزارت خارجه از سوي او مواجه شد و پس از نپذيرفتن به اتهام جاسوسي به زندان افتاد.
اگر من تصميم گير بودم در دوران احمدي نژاد غني سازي 60درصدي مي كردم شليك موشك ايران به امارات فقط در يك ماه يك ميليارد دلار خسارت وارد مي كند اقتصاد مديريت شود، ترامپ در دوره دوم خود عقب نشيني مي كند آقايان فراموش كرده اند پس از توافق هسته اي براي تبريك به ظريف از هم سبقت مي گرفتند اگربرجام نبود و ترامپ مي آمد
اسماعيل سلطنت پور/روزنامه نگار

سيدحسين موسويان، عضو ارشد تيم اسبق هسته اي ايران است كه سال هاست قيد كار دولتي در ايران را زده و در آمريكا گذران زندگي مي كند، او در دوران احمدي نژاد ابتدا با پيشنهاد تصدي وزارت خارجه از سوي او مواجه شد و پس از نپذيرفتن به اتهام جاسوسي به زندان افتاد. موسويان روابط نزديكي با حسن روحاني رئيس جمهور دارد و به گفته خودش رفيق 30ساله وزير خارجه است و او را جواد صدا مي زند. استاد دانشگاه پرينستون آمريكا ماه گذشته براي رسيدگي به بيماري مادرش به ايران آمده بود و مدتي را در زادگاهش كاشان حضور داشت و قرار مصاحبه با او در خانه پدري او گذاشته شد. موسويان در مصاحبه 3ساعته با همشهري از آنچه هو كردن نخست وزير ژاپن مي نامد انتقاد مي كند. او همچنين غني سازي 20درصد را واكنشي ضعيف از سوي دولت احمدي نژاد به قطعنامه هاي شوراي امنيت مي داند و مي گويد اگر او در آن زمان تصميم گير بود دستور ساخت بمب اتم را مي داد.

آقاي دكتر موسويان! شما دوران پرفراز و فرودي در حضور و غيبت از عرصه ديپلماسي داشته ايد. علت كناره گيري تان چه بوده؟
بعد از اينكه از آلمان برگشتم، تصميمم اين بود كه كار دولتي را كلا كنار بگذارم. آقاي خاتمي تازه به عنوان رئيس جمهور انتخاب شده بود و آقاي خرازي وزير خارجه بود. حوادثي كه در دوران مسئوليت من در آلمان پيش آمد، مرا از اينكه بشود يك روابط پايدار و باثبات حداقل در حوزه اروپا تنظيم كرد، نااميد كرد. هر پيشرفتي كه در روابط پيش مي آمد يك حادثه اي رخ مي داد كه باعث عقبگرد مي شد.

ميكونوس و...؟
ميكونوس تنها نبود؛ ماجراي بختيار، ماجراي قاسملو و حوادث ديگر. حتي آقاي خرازي كه وزير خارجه بود در ديداري كه در محل اجلاس سران كنفرانس اسلامي در سالن اجلاس سران داشتيم به من گفت كه ابلاغ معاونت اقتصادي وزارت خارجه را براي شما زده ام قبل از اينكه شماره كنم خواستم با شما صحبت كرده باشم كه من عذرخواهي كردم و گفتم آمادگي براي ادامه مسئوليت ندارم.

اما در نهايت وارد شديد؟
من در دانشگاه تهران مشغول تحصيل دوره فوق ليسانس بودم. آقاي روحاني تماس گرفت و خواست بنده را ببيند. پرسيد: به وزارت خارجه نرفته اي؟ من هم گفتم: بنا ندارم. ايشان گفت: در شوراي امنيت مسئوليت قبول مي كني؟ گفتم: نه. بعد گفت: يك كمكي مي خواهم كه تا يك مدتي به من كمك كني. موضوع را پرسيدم، گفت: آقاي خاتمي با 2 نفر به عنوان مسئول كميته سياست خارجي موافق است؛ اولي را دوستان آقاي خاتمي معرفي كرده اند و شما را من معرفي كرده ام. آقاي روحاني گفت: چون نفر ديگر سابقه كار ديپلماتيك ندارد، من مي خواهم به طور موقت مدتي كوتاه مسئوليت را بپذيري تا فرصت براي انتخاب فردي مناسب داشته باشم. من به عنوان يك كار موقت پذيرفتم اما در همان زمان يك بحراني در عراق پيش آمد كه ايشان تصميم گرفت مرا به عنوان مسئول ستاد بحران عراق منصوب كند. چند ماهي طول كشيد. من هم پيگيري كردم كه قرار بود چند هفته اين كار را دنبال كنم، جواب دادند: هنوز كسي را پيدا نكرده ايم و همينطور ادامه پيدا كرد تا اينكه بحران افغانستان پيش آمد و بعد حمله آمريكا به عراق و بعد هم بحران هسته اي.

در سالگرد حمله به كنسولگري ايران در افغانستان شما در شوراي امنيت مسئوليت داشتيد؟
بله. سال1377 بود.

درباره يك موضوع كمتر صحبت شده؛ اينكه آن زمان ديدگاه هاي داخلي در شوراي امنيت درباره حمله طالبان چه بود؟
آن زمان بحث هاي خيلي فشرده اي در دبيرخانه شوراي امنيت داشتيم. عجيب اين بود كه اكثر دستگاه ها نظرشان اين بود كه ارتش ما بايد براي انتقام از طالبان وارد خاك افغانستان شده و طالبان را تعقيب كند.

گفته شده ايران نيرو هم تدارك ديده بود.
تا آنجايي كه خاطرم هست چند ده هزار نيروي نظامي پشت مرز افغانستان آماده دستور حمله بودند. روزهاي واقعا سختي بود و جلسات متعدد تشكيل شد. در چنين موضوعاتي در جلسات دبيرخانه معمولا افرادي از همه دستگاه هاي ذيربط سياسي، اطلاعاتي، امنيتي، نظامي و حضور دارند.
آنجا رأي اكثريت حمله ايران بود اما در كميته سياست خارجي دبيرخانه شوراي امنيت جمع بندي ما اين بود كه نبايد وارد خاك افغانستان شويم؛ چون معتقد بوديم جنگ با طالبان يك جنگ بي انتهاست كه ايران درگير مي شود و به سادگي نمي تواند از آن خارج شود. موضوع به شوراي عالي امنيت ملي رفت، در آنجا هم اكثريت رأي به حمله نظامي دادند. به هر حال دكتر روحاني، دبيروقت دبيرخانه گزارشي را خدمت مقام معظم رهبري ارسال كرد كه در آن تشريح شده بود كه نظر اكثريت حمله نظامي است و استدلال آنها هم اين است و اقليتي هم ازجمله دبيرخانه مخالف هستند؛ با اين دلايل. معمولا دأب (روش) آقا حداقل براساس تجربه 8ساله اي كه خودم از نزديك داشتم اين نبود كه مصوبات شوراي عالي امنيت ملي را وتو كند. خيلي وقت ها هم نظر موافق نداشتند اما اگر نظر اكثريت بود، اجازه مي دادند نظر اكثريت اجرا شود؛ ضمن اينكه ملاحظه خود را هم مي نوشتند. اين يكي از موارد نادري بود كه با حمله نظامي به افغانستان براي جنگ با طالبان مخالفت و مصوبه را وتو كردند.

بعد هم ماجراي حمله آمريكا به افغانستان را داشتيم و موضوع مذاكره با آمريكا.
بله. آن قضيه هم پرونده سختي بود؛ چون آمريكا توقع داشت ايران در جنگ عليه ترور همكاري كند. زماني كه طالبان ديپلمات هاي ما را كشت و ايران نهايتا تصميم گرفت به افغانستان حمله نكند. البته اين موجب عقده اي در بدنه نظام شده بود؛ اينكه از طالبان انتقام گرفته نشد.

پس چرا شما مخالف حمله بوديد؟
ما درازمدت را مي ديديم. ما سابقه حمله شوروي به افغانستان را نگاه مي كرديم كه افغانستان باتلاقي براي شوروي شد و ده ها هزار نيروي شوروي در اين كشور كشته و در نهايت مجبور به عقب نشيني شدند.

ماجراي حمله آمريكا را مي گفتيد.
بعد از حمله به برج هاي دو قلو، آمريكا توقع همكاري داشت و البته طالبان هم دشمن آمريكا بود و هم ما و يك تهديد جدي براي ايران محسوب مي شد. بنابراين آنجا بحث اين بود كه حالا چه كار كنيم. خيلي جلسه داشتيم شايد روزي 2 يا 3 جلسه. عده اي اصلا همكاري با آمريكا را منهاي اينكه منافع ملي ما چيست، رد مي كردند و عده اي هم معتقد بودند حذف طالبان منطبق با منافع ملي ماست؛ ضمن اينكه ما قرار نيست حمله كنيم، آمريكا قرار است حمله كند و هزينه اش را بدهد. اينجا هم يكي از تصميمات مهم در دوران مسئوليت من در كميته سياست خارجي اتخاذ شد كه در سطح شوراي عالي تصميم گرفته شد براي مبارزه با ترور، ايران با ائتلاف بين المللي همكاري كند. آمريكا حمله كرد، طالبان حذف شد و متحدان ايران در افغانستان به قدرت رسيدند.

در زمان حمله آمريكا به عراق چرا ايران با آمريكا همكاري نكرد؟
آمريكا تصميم گرفته بود به بهانه واهي سلاح هاي كشتار جمعي به عراق حمله كند. آن زمان صدام از ايران دعوت كرد كه يك اتحاد استراتژيك عليه آمريكا شكل بگيرد و از طرفي آمريكا هم از ايران استمداد طلبيد كه با آمريكا براي مقابله با صدام همكاري كند. ايران به طور اصولي با حمله آمريكا به عراق مخالف بود به دلايل مختلف. بنابراين، اين سناريو كه ما با آمريكا همكاري داشته باشيم رد شد. سناريوي ديگر كه با صدام همكاري كنيم هم رد شد؛ منتها نيروهاي مبارز عراقي كه داخل ايران بودند مي خواستند از فرصت حمله آمريكا استفاده كنند و با حذف صدام خلأ را پر كنند؛ به هر حال در آن زمان ايران چراغ سبز به آنها نشان داد. آن زمان ايران از يك عراقي كه در آمريكا ارتباط نزديكي با بوش داشت، دعوت و دلايل خود را براي مخالفت با حمله نظامي آمريكا به عراق تشريح كرد و او هم پيام ايران را به كاخ سفيد برد اما آمريكايي ها تصميم به حمله داشتند و اين كار را انجام دادند. در هر صورت آن زمان هم از مقاطع سخت بود.

به مناقشه ايران و طالبان اشاره كرديد. به تازگي ايران و طالبان پروسه اي را براي گفت وگو آغاز كرده اند. شما كه آن دوره را ديده بوديد، فكر مي كنيد ايران و طالبان با چه رويكردي در حال مذاكره هستند؟
آن زمان خصومت خيلي سنگيني بين ايران و طالبان وجود داشت و اينكه افغانستان نبايد تحت سيطره طالبان قرار بگيرد مورد اجماع بود. استراتژي آمريكا حذف كامل طالبان بود. در داخل حاكميت ايران خيلي ها تحليلشان اين بود؛ اينكه طالبان دست بر تر و نقش تعيين كننده نداشته باشد يك مسئله است اما اينكه طالبان در تقسيم قدرت سهمي داشته باشد و حضور قابل مهار و كنترل داشته باشد، يك بحث ديگر و اكثريت معتقد بودند شايد بتوان برخي رهبران طالبان را حذف كرد اما جنبش طالبان حذف شدني نيست؛ چون يك تفكر است و در نهايت هم همكاري ايران با آمريكا بود كه باعث شكست طالبان شد. پس از اين تحول بود كه آمريكايي ها پاي خود را در يك كفش كردند كه ايران بايد از افغانستان خارج شود؛ ضمن اينكه در ايران هم تلقي خيلي ها اين بود كه اگر آمريكا را با طالبان تنها بگذاريم هر دو فرسوده مي شوند. آمريكايي ها بعد از 17سال امروز به جايي رسيده اند كه نصف افغانستان دست طالبان است و قدرت حذف طالبان را نداشته و ندارند و همه به اين نتيجه رسيده اند كه طالبان بايد بخشي از راه حل باشد. استنباط من اين است كه ايران بعد از طرح موضوع محور شرارت و تصميم آمريكا براي حذف ايران از افغانستان، روابط اطلاعاتي محدود و حساب شده با هدف بازدارندگي با طالبان داشت و يك نوع آتش بس غيررسمي بين دوطرف برقرار بود؛ به شكلي كه نه ما كاري به آنها داشته باشيم و نه آنها در داخل خاك ايران عمليات انجام دهند.
اينكه ايران الان فعال تر وارد گفت وگو با طالبان شده استراتژي درستي است؛ چون طالبان مثل هر گروه ديگري افراطي و معتدل دارد؛ ضمن اينكه ما القاعده را هم داريم، داعش را هم داريم و نيروهاي فوق افراطي وهابي را هم داريم كه طالبان پيش آنها بسيار معتدل است و چه بخواهيم و چه نخواهيم نصف افغانستان دست طالبان است. بنابراين تعامل با طالبان استراتژي درستي است؛ همان ديدگاه سنتي امنيت ملي ايران كه طالبان سلطه نداشته باشد اما در سيستم تقسيم قدرت حضور و مشاركت داشته باشد.

وارد موضوع هسته اي شويم، آمريكا از برجام خارج شد و ايران دو گام را برداشته، آيا به سمت فروپاشي برجام پيش مي رويم؟
من فكر نمي كنم هر اتفاقي رخ دهد باز شرايط ماقبل برجام به وجود بيايد. از يك ديدگاه برخي معتقدند شرايط مثل گذشته شده، من معتقد نيستم، بياييد مقايسه كنيم، در شرايط گذشته ما 6قطعنامه شوراي امنيت را داشتيم ماحصل آن 6قطعنامه فقط تحريم اقتصادي نبود، ماحصل آن تعليق نامحدود غني سازي ايران، تعليق نامحدود آب سنگين ايران و تعليق نامحدود تمام فعاليت هاي مرتبط با تكنولوژي هسته اي ايران و اجراي بي قيد و شرط پروتكل الحاقي و فراتر از آن بود. يعني طبق آن قطعنامه ها اگر آژانس بين المللي انرژي اتمي مي خواست مي توانست هر جايي را بازرسي كند مثل بازرسي از كاخ صدام در دوران صدام. ايران قطعنامه ها را قبول نداشت اما اينكه از منظر حقوق بين الملل اين قطعنامه ها وجود داشت و اعمال مي شد يك واقعيت ديگر بود. اما امروز در چه شرايطي هستيم. مقايسه لازم است چون يك عده اي مي گويند برجام هيچ بود، پوچ بود و عوام فريبي مي كنند و مردم هم خيلي جزئيات را به ياد نمي آورند. امروز از نظر حقوق بين الملل غني سازي ايران قانوني است، فعاليت آب سنگين ايران قانوني است، تمام برنامه هاي هسته اي ايران قانوني است، پروتكل الحاقي اجرا مي شود همانطور كه در بيش از 120كشور ديگر اجرا مي شود اما داوطلبانه و بازرسي فراتر از آن هم وجود ندارد، تحريم هاي اجماعي بين المللي برداشته شده و مانده ايم با يك عضو متخلف به نام آمريكا. واقعيت ديگر اين است كه آمريكا تحريم هاي خودش را فرامرزي اعمال مي كند. كشورها به خاطر منافع اقتصادي خود يا با ايران همكاري اقتصادي نمي كنند يا همكاري شان را محدود كرده اند اما از نظر حقوق بين الملل تحريم اجماعي كه اعضاي سازمان ملل موظف به اجراي آن باشند وجود ندارد.

قبول داريد فشارهايي كه ما با آن مواجهيم سخت تر از قبل است؟
بله سختي هايي كه ما الان با آن مواجهيم يك سياست جديد است و ماهيت آن با فشارهاي قبل كاملا متفاوت است. قبل از برجام چين ، روسيه و همه متحد اسرائيل و آمريكا براي اجراي تحريم هاي اجماعي سازمان ملل بودند الان يك جبهه اي متشكل از آمريكا ، اسرائيل ، عربستان و امارات ايجاد شده كه تئوري آنها براندازي جمهوري اسلامي است اما اكثريت جامعه جهاني مخالف سياست هاي اين جبهه عليه ايران است. درنظر داشته باشيد در آمريكا انتخاباتي شد و آقاي ترامپ روي كار آمد و او افراطي ترين نيروي سياسي ضد ايراني كه در مجموعه آمريكا مي توانيد پيدا كنيد يعني جان بولتون را در راس قدرتمند ترين نهاد تصميم گيري آمريكا يعني شوراي امنيت ملي آمريكا مستقر كرد كه قدرت اين نهاد از وزارت خارجه و پنتاگون و كنگره آمريكا هم بيشتر است. اين ربطي به برجام ندارد. يك انتخاباتي در آمريكا برگزار شده و تندترين نيروهاي ضد ايراني بر سر كار آمده اند كه ربطي به برجام ندارد. نبايد كاسه كوزه ها را سر برجام يا مذاكره با آمريكا در دوران برجام بشكنيم. تصور كنيد اگر برجام هم نبود و ما در شرايط گذشته بوديم آقاي ترامپ پيروز مي شد، بولتون در راس شوراي امنيت ملي آمريكا مي نشست، آنگاه اتحاد آمريكا، اسرائيل، عربستان و امارات با پشتوانه 6قطعنامه شوراي امنيت و تحريم هاي اجماعي بين المللي چقدر راحت مي توانست در اجراي استراتژي تغيير رژيم و تجزيه ايران راحت تر باشد؛ اگر قبل از برجام موضوع هسته اي بود الان تحريم بين المللي نيست بلكه يك شكاف بين المللي ايجاد شده حتي اروپا از آمريكا فاصله گرفته.

پس معتقديد برجام مانع اجراي سياست هاي تندروهاي آمريكا شده است.
بله مانع ايجاد كرده، فقط يك لحظه تصور كنيد اوباما توافق نكرده بود، قطعنامه ها داير بود، ايران همچنان در فصل 7منشور بود، ماده 37و 38و 39و 40و 41عليه ايران تصويب شده بود و در آستانه ماده 42كه مجوز حمله نظامي بود قرار داشتيم، حدود 10سال هم در برابر قطعنامه هاي اجماعي ايستاده بوديم در اين شرايط ترامپ ، بولتون و پمپئو برسر كار مي آمدند، آيا چنين وضعيتي تسهيل كننده اهداف آنها عليه ايران نبود؟ يادتان نيست تورم 40درصد داشتيم، سقوط برابري ريال به دلار از 1000به 3500را؟ و اگر آن روند ادامه مي يافت آن اتحاد نامبارك خيلي سريع و راحت تر اهدافش را پيش مي برد. برجام واقعا مانع تحقق اهداف مثلث شوم است چون ما زيرفصل 7نيستيم.

اما كشورها با ما همكاري اقتصادي نمي كنند.
بله اما اين براساس مصوبه شوراي امنيت سازمان ملل نيست. از ترس منافع اقتصادي شان در تجارت با آمريكاست، بالاخره يك شكاف بزرگ در جامعه بين الملل ايجاد شده، در داخل آمريكا هم مقاومت شديد عليه ترامپ شكل گرفته و اكثريت افكار عمومي آمريكا مخالف جنگ با ايران است. هنوز اكثريت افكار عمومي آمريكا موافق برجام است و عربستان و امارات هم كم آورده اند.



كسي جرأت نمي كند ايده اي براي گفت وگو مطرح كند

شما به تازگي از آمريكا بازگشته ايد. ترامپ يك سال و نيم ديگر و شايد 4سال بيشتر بر سر كار است، آيا هدف ترامپ مذاكره است؟ در ازايش چه مي خواهد؟ با ترامپ بايد چه كنيم؟
موضوع آمريكا بيش از اينكه يك موضوع سياست خارجي ما باشد يك معضل سياست داخلي ماست. در اينكه روابط با آمريكا پيچيده ترين موضوع امنيت ملي و سياست خارجي بعد از انقلاب بوده شكي نيست. اما هرگونه راه حلي براي مهار اين تنش و كاهش تأثيرات فشارها و تحريم هاي آمريكا، بايد در داخل ايران يك توافق نسبي درباره نحوه تعامل يا برخورد با آمريكا داشته باشيد. تا زماني كه اين مشكل در داخل حل نشود هر فرمولي درباره آمريكا بخواهيد اجرا كنيد به نتيجه نمي رسيد. چون موضوع داخلي است.

پيشنهاد شما چيست؟
اولا يك تئوري معرفي شده كه بايد درباره اش كنكاش كرد، آيا مذاكره به معناي اعتماد است؟ ما در روابط بين الملل هرچه جست وجو مي كنيم مذاكره را به معناي اعتماد نديده ايم، اتفاقا كشورهايي كه به هم بي اعتمادند و دعوا دارند مجبور به مذاكره مي شوند تا جنگ نكنند! مگر روسيه به آمريكا يا چين به آمريكا اعتماد دارد كه مذاكره مي كنند؟! به نظر من حداكثر بي اعتمادي در روابط چين و آمريكا حاكم است اما مذاكره مي كنند. يا مگر كره شمالي به آمريكا اعتماد دارد كه مذاكره مي كند! پس يك مسئله اين است كه در داخل خيلي ها معتقدند اگر با آمريكا مذاكره كني و اعتماد كني پس خائني! بنابراين كسي جرأت نمي كند ايده اي براي گفت وگو مطرح كند چون اصل مذاكره مساوي شده با اصل اعتماد و هركس به آمريكا اعتماد كند خيانتكار است!

يعني طرفدار مذاكره هستيد؟
از نظر كارشناسي قبلا گفته ام و الان هم مي گويم كه در شرايط فعلي مذاكره با آمريكا را به مصلحت نمي دانم، هيچ وقت در دوران 40ساله ديپلماسي، اعتقاد نداشته ام كه به خاطر مسائل داخلي، منافع ملي قرباني شود.

چرا شما با مذاكره مخالفيد؟
به چند دليل. اولا ترامپ رسما اعلام مي كند كه ما فشار مي آوريم تا اينها تسليم شوند و بيايند مذاكره كنند! مذاكره در اين شرايط كه آمريكا رسما سياست فشار و تسليم را در پيش گرفته، به معناي تسليم است و هر ايراني غيرتمندي فارغ از دين و مذهب و اصولگرا و اصلاح طلب، عزت ايراني را فدا نمي كند. دوم اينكه تيمي كه آنجا حاكم است يعني بولتون يك استراتژي قبل از آمدن به كاخ سفيد به ترامپ پيشنهاد كرد كه ماهيت آن استراتژي تغيير رژيم در ايران تحت پوشش مذاكره است و ما نيت آنها را مي دانيم كه دنبال تجزيه و تغيير رژيم هستند و مذاكره را به عنوان يك پوشش تبليغاتي استفاده مي كنند. اوباما اينطور نبود و مذاكره را براي به نتيجه رسيدن مي خواست اما تيم ترامپ دنبال اين نيست كه با مذاكره به جايي برسد. دليل سوم هم شكاف داخلي است تا زماني كه مذاكره با آمريكا، اختلاف داخلي ما را بيشتر مي كند به نفع نيست چون سم مهلك در اين شرايط، اختلاف داخلي است و به اين دلايل الان اعتقادي به مذاكره با آمريكا ندارم.

ايده پردازان اين نظريه كه شما اشاره كرديد يك استدلال دارند كه يك بار با آمريكا مذاكره شد اما پايبند نبود.
اولا اگر مذاكره با آمريكا نبود برجامي نبود. ما از 1382تا 1392يعني 10سال با اروپا ، چين و روسيه مذاكره كرديم و به نتيجه نرسيديم و مرتب قطعنامه هاي بيشتر گرفتيم و تحريم بيشتر شديم. زماني كه ايران و آمريكا وارد مذاكره جدي شدند، شهريور 1392بود و توافق اوليه هم 3 ماه بعد بود و اگر آن مذاكرات نبود توافق امكان نداشت. دوم اينكه ما باختيم يا آمريكا؟ ما با يك مذاكره از فصل 7منشور سازمان ملل به عنوان كشور تهديد كننده صلح و امنيت جهان درآمديم، موضوع تهديد صلح و امنيت نيستيم، غني سازي و آب سنگين مان مشروع شد، مي دانيد تنها كشوري هستيم كه غني سازي مان مصوبه سازمان ملل دارد و با اين مذاكره اجماع بين المللي را هم شكستيم، قبل از برجام اگر به ايران حمله نظامي هم مي شد كسي صدايش در نمي آمد چون ما تهديد صلح و امنيت بوديم. به نظر من در مذاكره كسي كه باخت جبهه صهيونيستي آمريكا بود. به خاطر برجام جيغ اسرائيل در آمد و بعد از برجام هم دشمن اول برجام صهيونيسم و عربستان و افراطي هاي آمريكا بودند. اگر برجام بد بود كه نبايد اينطور آشفته مي شدند، نبايد اين همه سرمايه گذاري مي كردند تا آن را از بين ببرند. ما با برجام اعتبار بين المللي كسب كرديم و از سوي ديگر نشان داديم كشوري كه قابل اعتماد نيست و شرور است، آمريكاست نه ايران.

همينطور اين افراد معتقدند كه كره شمالي از مذاكره چيزي به دست نياورده و هيچ تحريمي برداشته نشده!
به نظر من كره شمالي اتفاقا خيلي موفق بوده، همين رهبر به قول ترامپ كوتوله، تشخيص داد ترامپ دنبال شوي تبليغاتي است، دوتا ملاقات كرد و دو صفحه امضا كرد و هيچ امتيازي به ترامپ نداد. موشك هاي دوربرد خود و توان هسته اي اش را حفظ كرده و بمب هايش را هم دارد فقط آزمايش هسته اي نمي كند. در مقابل اينكه آمريكا تحريم جديد اعمال نمي كند، يعني تعليق تحريم جديد در برابر تعليق آزمايش بمب هسته اي. رهبر كره شمالي با چندتا عكس توانسته ترامپ را ارضا كند و جلوي تحريم هاي جديد آمريكا را بگيرد و فشار را متوقف كرده است. نكته دوم اين است؛ وقتي آمريكا با كره شمالي مذاكره مي كند بقيه كشورها هم روابطشان را با پيونگ يانگ تعديل كرده اند و انزوايي كه حتي در بلوك شرق عليه كره شمالي وجود داشت، شكسته شده است. اتفاقا كسي كه در مذاكره با كره شمالي دستاوردي نداشته ترامپ بوده، بيايد بگويد چه دستاوردي داشته؟ كدام تاسيسات هسته اي متوقف شده، چندتا بمب را نابود كرده است. كدام موشك هاي كره شمالي بردش كوتاه شده؟ لذا من قبول ندارم اينكه گفته مي شود يك دور مذاكره كرديم كلاه سرمان رفت.

سؤال من اين نبود كه كلاه سرمان رفت بلكه نكته اين بود كه اين مذاكره ته ندارد و دولت بعدي آمريكا هم ممكن است دوباره توافق ترامپ را پاره كند.
بله اين حرف درست است. شما ممكن است مذاكره بكنيد و دولت بعدي آمريكا زيرش بزند، اين اتفاق در ايران هم ممكن است بيفتد. اينكه در ايران اين اتفاق نيفتاد علتش مشخص است، هركس هرچه مي خواهد بگويد. اگر براي برجام اين اتفاق نيفتاد به اين خاطر بود كه برجام مصوبه مجلس، دولت و شوراي عالي امنيت ملي بود و مقام معظم رهبري هم اگر موافقت نمي كردند برجامي اجرا نمي شد، تمام اركان اصلي نظام برجام را تأييد كرده بودند اگر غير از اين بود كه بعد از امضاي برجام، فرماندهان عالي نيروهاي مسلح به ظريف تبريك نمي گفتند! اگر ايران پايبند بود به خاطر اجماع داخلي بود و اگر در آمريكا پايبندي نبود به خاطر مخالفت كنگره بود و اينكه متحدان اصلي آمريكا هم مخالف برجام بودند.

اشاره كرديد كه هم اكنون مخالف مذاكره هستيد، اما اين را هم گفتيد كه برجام با آمريكا به نتيجه رسيد.
حرف من اين است تا زماني كه دچار اختلافات شديد داخلي هستيد، هيچ كس حاضر نيست ريسك مذاكره را بپذيرد. در چين و كره شمالي اختلافي درباره مذاكره وجود ندارد اما موضع داخلي ما متفاوت است و با اين وضعيت هيچ كس ريسك نمي كند، چون مذاكره در اين شرايط يعني نابودي آن طرف يا آن جناح.

شما عكس اين مسئله را گفتيد كه اتفاقا اجماع وجود دارد اما بر سر عدم مذاكره.
خير.

شما گفتيد ادبياتي كه دولت ترامپ براي مذاكره به كار مي برد با هدف تسليم ايران است.
من مخالفت خودم را گفتم. من كه هميشه معتقد به كاهش تنش بين ايران و آمريكا بوده ام، هيچ وقت موافق تشديد خصومت نبوده ام، اما امروز مذاكره را كه استراتژي رسمي آمريكا براي فشار و تسليم است و اختلاف داخلي هم داريم، مفيد نمي دانم.

دولت كه مي گويد مخالف مذاكره است.
نه، واقعيت اين نيست. واقعيت اينطور نيست!
اگر قبل از خروج ترامپ از برجام، دولت دستش باز بود، مذاكره مي كرد. من با مقامات دولتي صحبت نكرده و نمي كنم. با هيچ جناحي هم ارتباط ندارم، اما معتقدم قبل از اينكه ترامپ از برجام خارج شود، آن مقطع اين اجماع وجود نداشت، اگر دست دولت باز بود، مي رفت مذاكره مي كرد، آن موقع تيلرسون و متيس بودند نه پمپئو و بولتون. اما امروز فكر نمي كنم آقاي ظريف و روحاني اعتقادي به مذاكره با آمريكا داشته باشند چون همه اين جمع بندي را دارند كه حتي اگر ترامپ مذاكره را براي معامله بخواهد، تيم او دنبال اين نيستند، حالا اگر كنگره مخالف است، به كنار اما در يك دولت بايد يك اجماعي وجود داشته باشد.

درست است دولت با مذاكره مخالف است، اما فكر نمي كنيد ترامپ شايد 6سال ديگر هم باشد، براي مديريت تنش نبايد راهكاري انديشيد؟
الان يك اتفاقي دارد مي افتد كه هم مي تواند ميمون و هم ناميمون باشد. يك سال و نيم ديگر از دوره ترامپ مانده، تندترين آدم هاي تاريخ آمريكا هم الان سر كار هستند و حداكثر تحريم هايي كه در عالم امكان دارد، اعمال مي شود، چيز بالاتري نداريم، بعد از اين جنگ است. الان اگر ايران در مدت باقيمانده بتواند 1-وحدت داخلي خود را حفظ كند، 2-با تدبير و مقاومت بحران و ركود و تورم اقتصادي را مهار كند، 3- كشور دچار تنش داخلي نشود، 4-بتواند تنش با همسايگان را كم كند و 5-فاصله بين قدرت ها و آمريكا را تشديد كند، با اين استراتژي اگر اين يك سال و نيم را پشت سر بگذاريم، اتفاقي ميمون رخ خواهد داد. فرض كنيد ترامپ پيروز مي شود، مي خواهد دولت جديد تشكيل دهد. من شك ندارم آقاي بولتون خواهد رفت؛ پمپئو را كنار مي گذارد و يك منطقي در مقابل ترامپ خواهد ايستاد كه شما بالاترين تحريم هاي عالم را اعمال كرديد اما ايران تسليم نشد، پس ادامه سياست خصومت و فشار حداكثري جايي براي اجرا نخواهد داشت و ترامپ در دولت جديد خود مجبور مي شود سياست فشار حداكثري را كنار بگذارد و علاوه بر اين جامعه جهاني به اين اجماع مي رسد كه ايران با فشار تسليم نمي شود و بايد با ايران همكاري كرد.

پس بيشتر احتمال مي دهيد ترامپ رأي بياورد؟
امروز اگر انتخابات برگزار شود، ترامپ رأي مي آورد اما يك سال و نيم ديگر معلوم نيست چه شود.

و اتفاق ناميموني كه گفتيد چه بود؟
اگر خدايي ناكرده با تشديد فشارها اوضاع اقتصادي بد تر شود و در داخل به هم ريختگي سياسي و اقتصادي و امنيتي ايجاد شود، معادله اي را ناخواسته مطرح مي كند و آن اينكه فشار بيشتر به ايران يعني فروپاشي اقتصادي! پس بايد ادامه يابد و لذا سياست دور دوم ترامپ در قبال ايران بر اين اساس پايه ريزي مي شود.

توصيه شما به مسئولان چيست؟
دست اندركاران توجه كنند به خاطر منافع ملي، به خاطر خدا، به خاطر اين مردم كاري كنند كه ثبات اقتصاد و ارزش پول كشور بيشتر شود، ركود و تورم به هر قيمتي كم شود و تنش با همسايگان كاسته شود. در اين صورت تئوري تازه اي را معرفي مي كنيم كه هرچه فشار بيشتر بياوريد، نه تنها نتيجه نمي گيريد، بلكه ايران متحدتر و موفق تر مي شود.

با توجه به حضور جنگ طلب ها در تيم ترامپ در مدت باقي مانده دوره اول، او به ايران حمله كند؟
خود ترامپ مسلما جنگ با ايران را نمي خواهد، اما اينكه برخي در داخل فرض را بر اين گذاشته اند كه تحت هيچ شرايطي جنگي صورت نمي گيرد، درست نيست. در اينكه ترامپ دنبال جنگ نيست و در اينكه نتانياهو و بولتون دنبال جنگ هستند هم نبايد ترديد داشت. از اين بالا تر اينكه نبايد شك داشت كه نفوذ نتانياهو در كاخ سفيد امروز از نفوذ وزير خارجه آمريكا بيشتر است. 2 خط مشي متفاوت همزمان پيش مي رود؛ يكي خط ترامپ است مبني بر فشار اقتصادي براي مذاكره. او مي گويد من دنبال يك معامله و مذاكره ام. اما جبهه 4ب (بولتون، بن زائد، بن سلمان و نتانياهو) واقعا مي خواهند از دوره اول ترامپ حداكثر استفاده را بكنند و ايران را به زانو در بياورند. جايي كه نگران كننده است، اين است كه با خلق يك حادثه توسط عوامل اسرائيل يا اعراب تكفيري، ترامپ در موقعيتي قرار بگيرد كه ناچار به حمله به ايران شود.

مثلا چه حادثه اي مي تواند باعث حمله شود؟
ترامپ با حمله به يك كشتي، به ايران حمله نمي كند اما اينكه فرضا در يك حادثه اي 100 يا 200 تا آمريكايي در منطقه كشته شوند، من احتمال جنگ را بالاي 50درصد مي دانم. آمريكا 46پايگاه در منطقه ما دارد. فرض كنيد در يكي از اين پايگاه ها انفجاري رخ دهد، 100 تا آمريكايي كشته شوند، بلافاصله هم انگشت اتهام روي ايران گذاشته مي شود، فكر مي كنيد ترامپ حمله نمي كند؟ نكته دوم اين تصوري است كه معتقدند اگر ترامپ به ايران حمله كند، انتخابات را خواهد باخت. اين هم كاملا اشتباه است. شما اگر تاريخ روساي جمهور آمريكا را ببينيد، معمولا روساي جمهور در دوران جنگ انتخابات را نباخته اند، اتفاقا همبستگي به وجود مي آيد و سنت آمريكايي اين است كه رئيس جمهور در جنگ نبايد تضعيف شود.

آمريكا شعار مذاكره مي دهد و طبيعتا طرف مذاكره بايد وزير خارجه باشد، پس چرا ظريف را تحريم كردند؟! اين يعني پايان تئوري مذاكره؟
به نظرم آن زماني كه آمريكايي ها مقام معظم رهبري را تحريم كردند، خيلي مهم تر از تحريم آقاي ظريف بود. در اين مدت كه در كاشان براي پيگيري معالجات مادرم بوده ام و روزنامه ها را مي خوانم، خيلي تعجب مي كنم. همبستگي كه در مورد تحريم آقاي ظريف شاهد بوديم كه بسيار هم درست و بجا بود و همه كشور هم بايد مخالفت مي كردند، اما وقتي آمريكا مقام معظم رهبري را تحريم كرد، اين همه سرو صدا نشد. آمريكا ركن اول اين نظام را تحريم كرد، تحريم مقام معظم رهبري يعني تحريم همه ائمه جمعه و نهاد هاي زيرنظر حوزه رهبري. آن زماني كه آمريكا چنين خبط استراتژيك وحشتناكي را كرد، با تحريم رهبري قبل از تحريم آقاي ظريف، ديپلماسي را كشت. حتي اگر آقاي ظريف را هم تحريم نمي كرد، هيچ شانسي براي مذاكره وجود نداشت و همه جريان ها تا زماني كه مقام معظم رهبري در تحريم است، نبايد حرفي از مذاكره بزنند براي اينكه پاي آبرو و حيثيت در ميان است. به نظر من آنجا مجموعه حاكميت مقداري كوتاه آمد كه ديگر تحريم آقاي ظريف هم پشتش آمد، چون اگر كه 100آمد، 90هم پيش ماست. در شرايط فعلي معلوم است طبق قانون اساسي اختيارات اصلي سياست خارجي در اختيار رهبري است، همانطور كه اختيارات اصلي سياست خارجي آمريكا در اختيار رئيس جمهور آمريكاست. تا زماني كه آمريكا نفر اول يك كشور را در ليست تحريم گذاشته، مذاكره معني ندارد.

ايران اقداماتي در برجام انجام داد تا دستاوردهاي اقتصادي داشته باشد و مشكل تحريم حل شود. لغو قطعنامه ها زماني كه هيچ كشوري با ايران كار اقتصادي نكند، شركت هاي اروپايي در ايران نباشند و بانك ها كاري نكنند، چه فايده اي دارد آن هم در زماني كه شما اشاره كرديد بي سابقه ترين تحريم هاي عالم عليه ايران در حال اجرا ست! به نظر شما با همه اين شرايط ايران بايد به برجام پايبند باشد؟
نه، من اصلا چنين اعتقادي ندارم، اين استراتژي گام به گام براي فاصله گرفتن از برجام، استراتژي درستي است، چون آن طرف ماجرا براي ايران ننگ است كه اگر آمريكا هر تحريمي عليه ايران بگذارد، اجرا شود و ما دست روي دست بگذاريم. تحريم هاي آمريكا بين المللي نيست اما كشورها از ترس آن را اجرا مي كنند. ممكن است بگوييد نتيجه اش يكي است اما از منظر حقوق بين الملل فرق است بين كشوري كه قانونا نبايد با آن كار كرد و كشوري كه با آمريكا مشكل پيدا كرده است. من موافق نيستم كه دست روي دست بگذاريم، آمريكا هر تحريم و فشاري خواست اجرا كند و ما هم واكنشي نداشته باشيم. اما ببينيد وقتي يك استراتژي طراحي مي كنيد، بايد آخر خط آن را ببيند، استراتژي گام به گام را كه من هم با آن موافقم، اگر انتهايش را درست طراحي نكنيم كه باعث احياي 6قطعنامه قبلي شود، موفق نبوده ايم. اما اگر باعث عقب نشستن آمريكا شود و كشورهاي ديگر به ايران امتياز بدهند، من صددرصد موافقم. بنابراين ايران گام سوم را با احتياط بر مي دارد و خيلي كشورها در حال تلاش هستند مثل فرانسه، و آمريكا هم اخيرا براي برنامه هسته اي ايران معافيت قائل شد كه به خاطر گام اول و دوم ايران بود. به عبارتي ديگر، آخر خط استراتژي گام به گام نبايد نابودي برجام باشد، بلكه شكست آمريكا در نقض برجام باشد.

به تلاش هاي فرانسه اشاره كرديد. آقاي مكرون تحركاتي را مثل مكاتبه و تماس داشته و حتي پيشنهادهايي را ارائه داده. ارزيابي شما از اقدامات مكرون چيست؟
اطلاع دقيقي از جزئيات مذاكرات روساي جمهور ايران و فرانسه ندارم اما كاملا مشخص است كه اروپا مي خواهد تنش بين ايران و آمريكا را مهار كند، به همان دليل كه كشورهاي اروپايي در سال 2003 شتاب زده به ايران آمدند الان هم دست به كار شده اند. آن زمان هم اروپايي ها از احتمال درگيري نظامي بين ايران و آمريكا ترسيده بودند. بعد از اين ترس بود كه مذاكرات هسته اي شروع شد، به نظرم حركتي كه الان مكرون شروع كرده، دقيقا توافق E3 است منتها فرانسه را به عنوان نماينده انتخاب كرده اند، آن زمان 3 وزير به ايران آمدند الان در سطحي بالاتر مذاكره مي كنند. هدف مهار بحران ايران و آمريكا و جلوگيري از جنگ احتمالي است. قاعدتا رئيس جمهور فرانسه طراحي اش اين است كه مقداري آمريكا امتياز بدهد و مقداري هم ايران. فكر مي كنم روسيه و چين هم از تحركات فرانسه حمايت مي كنند.

فكر مي كنيد چه امتيازي ايران مي تواند بدهد و چه امتيازي بايد بگيرد؟
امتيازي كه ايران عملا در 2سال اول برجام داد، چه بود؟ ايران انعطاف به خرج داد كه برجام در بعد اقتصادي صددرصد اجرا نشد، ايران انعطاف به خرج داد چون مسئله اصلي 12ساله ايران جنگ بر سر غني سازي بود، ما الان همه شعار «انرژي هسته اي حق مسلم ماست» را يادمان رفته؛ اينكه كل دعوا بر سر غني سازي بوده را يادمان رفته، تنها بر سر تحريم يكجانبه آمريكا متمركز شده ايم. در 2سال اول ايران ديد آب سنگين و غني سازي را گرفته و از فصل 7 درآمده، تعاملات اقتصادي آرام آرام شروع شده، گله مي كرد اما عدم اجراي صددرصدي بخش اقتصادي برجام را تحمل مي كرد. اگر اروپا و روسيه و چين موفق شوند همان شرايط 2سال اول را اعاده كنند، مشكل قابل تحمل مي شود، چون ترامپ دنبال صفركردن امتيازات اقتصادي ايران و غني سازي صفر براي ايران است. اگر به جايي برسيم كه ايران بتواند 2ميليون بشكه نفت بفروشد و تعاملات عادي بانكي داشته باشد، ايران تحمل مي كند. حالا فرض كنيد بوئينگ به ما هواپيما نفروشد!

فكر مي كنيد اروپا بتواند؟
اگر با آن بحث ميمون و نا ميمون در يك سال و نيم آتي پيش برويم، اين اتفاق در دور دوم ترامپ خواهد افتاد.

ترامپ اخيرا در مورد ميانجيگري مكرون توييتي زننده داشت. نظر شما چيست؟
همه هدف ترامپ اين است كه خودش با مقامات ايران مستقيم ملاقات و مذاكره و معامله كند كه نانش را بخورد. لذا علاقه اي به اينكه آقاي مكرون با ميانجيگري مانع اين كار شود، ندارد.
سؤال بعدي درباره جانسون است، بعضي او را ترامپ اروپا مي دانند. آيا با آمدن ايشان احتمال دارد ائتلاف عليه ايران شكل بگيرد؟
آمريكايي ها از ابتدا با اتحاديه اروپا مخالف بودند، آمريكا هميشه مي خواسته اروپا كشورهاي وابسته به آمريكا باشند. اروپا با تشكيل اتحاديه، يك بلوك مقابل آمريكا ايجاد كردند. همه روساي جمهور آمريكا به دنبال تضعيف اتحاديه اروپا بوده اند. اصل برگزيت يعني انتخاب انگليس بين 2 سناريوي اتحاد با اروپا يا آمريكا و برگزيت يعني اتحاد با آمريكا. اگر برگزيت صورت بگيرد، منهاي اينكه جانسون باشد يا نه، به معناي احياي اتحاد سنتي آمريكا و انگليس است. حالا آقاي جانسون روحيات ضد ايراني بولتون را ندارد اما معتقد به برگزيت است و به همين دليل فشار بر ايران پس از برگزيت افزايش خواهد يافت.

سؤال ديگر اينكه جان كري، وزير خارجه اسبق آمريكا يك بار گفته بود من هر موقع مي خواستم با ظريف ديدار كنم با يك كارشناس ايراني صحبت كرده ام. آيا آن كارشناس ايراني شما بوده ايد؟
در دوران آقاي روحاني من يك بار هم آقاي كري را نه ديده ام و نه با ايشان صحبت كرده ام.

خبر ديگري هم يك روزنامه آمريكايي نوشته بود كه شما در يك سال 30بار به كاخ سفيد رفته ايد!
مزخرف است. من براي يك مقاله تحقيقي با برخي از مذاكره كنندگان آمريكايي و ايراني مصاحبه كردم و يكي، دوبار به كاخ سفيد رفتم تا با 2 نفر مصاحبه كنم. مقاله من هم منتشر شد و مصاحبه هاي مذكور هم در آن نقل شد. الان هم اگر دست اندركاران موضوع ايران در كاخ سفيد يا وزارت خارجه موافقت كنند، با آنها هم مصاحبه كرده و نظرات آنها را با نقد خودم منتشر مي كنم.

موضوع ديدار سناتور ها با آقاي ظريف امسال خيلي سرو صدا كرد، علت چه بود؟
سناتور ها و اعضاي كنگره در همه دوران دولت هاي گذشته حتي دوران احمدي نژاد با وزراي خارجه ايران ديدار داشته اند.

موضوع رند پال هم در همين چارچوب بود؟
نه رند پال ماموريت داشت، فرق مي كرد. ديدار رند پال چون يك سناتور جمهوريخواه معتدل ضد جنگ و ضد تحريم و مدافع برجام است، اهميت داشت. قاعدتا دنبال گفت وگويي بين ايران و كاخ سفيد بوده تا راهي براي كاهش تنش پيدا كند.

احتمال دارد ماموريتي كه ترامپ به رند پال داد، آقاي روحاني به شما بدهد؟
من به هيچ وجه ورود نمي كنم.

شايد گره باز شد.
در ايران شخص مقام معظم رهبري تصميم گيرنده است و همه بايد به تصميمات ايشان احترام بگذارند.

ايشان از شما بخواهد وارد مي شويد؟
اصولا معظم له اعتقادي به اين روش ها ندارند.



بايد به حملات اسرائيل پاسخ بدهيم

بخشي از گفت وگوي ما با سيد حسين موسويان درباره مسائل منطقه بود. درباره اينكه آينده روابط ما با عربستان سعودي و امارات متحده عربي به كجا خواهد كشيد.تحليل موسويان از حملات اخير رژيم صهيونيستي به مواضع ايران در سوريه هم مبتني بر اين است كه بايد پاسخ داده شود.

اشاره كرديد بايد روابط با كشورهاي همسايه ترميم شود. اخيرا امارات گويا تعديلي در سياست خود در قبال ايران اجرا كرده كه برخي معتقدند به خاطر حملات موشكي و پهپادي يمن به مواضع عربستان و واكنش نشان ندادن ترامپ بوده است.
اين تحليلي كه شما گفتيد، تحليل بعضي ها نيست، تحليل غالب افراد است كه مي گويند اقتدار ما در زدن پهپاد آمريكا يا حمله موشكي يمن به دمام باعث شده عربستان و آمريكا غلاف كرده و كوتاه آمده اند. اين يك احتمال و سناريوست اما سناريو و احتمال ديگري هم هست كه من نگران آن هستم. سناريوي دوم اين است كه عربستان و امارات و اسرائيل با همه توان تلاش كرده اند برجام را از بين ببرند و تحريم ها به حداكثر ممكن برسند و سوم اينكه آمريكا و ايران را در آستانه جنگ قرار دهند. آنها احساس مي كنند به اين اهداف دست يافته اند. حالا اينكه امارات بخواهد با ما يك گپي بزند يك حالت، اين است كه بگويند ما اشتباه كرديم و مي خواهيم به حسن همجواري برسيم، ان شاءالله كه اين باشد. اما شايد محاسبات آنها اين باشد كه ما برجام را فشل كرده و تحريم ها را هم اعمال كرديم و ايران و آمريكا را در آستانه جنگ قرار داديم. حالا كه احتمال جنگ جدي شده برويم با ايران گپي بزنيم و روابط عادي برقرار كنيم كه اگر ايران و آمريكا درگير شدند، تركشش ما را نگيرد! كه اگر اين سناريو باشد، خيلي خطرناك است؛ چون به اين معناست كه آنها به اين جمع بندي رسيده اند كه ما در آستانه جنگ هستيم و جنگ جدي است؛ بگذاريد با هم بجنگند و ما خسارت نبينيم. لذا فكر نمي كنم فقط يك سناريو مطرح باشد. استراتژيست ها بايد درباره هر دو سناريو فكر كنند. اگر به اين جمع بندي برسيم كه عربستان و آمريكا فكر مي كنند به همه اهدافشان رسيده اند و الان بايد از عواقب جنگ احتمالي بين ايران و آمريكا مصون بمانند، شرايط فرق دارد. برآورد ها اين است كه اگر جنگي بين ايران و آمريكا شكل بگيرد و ايران، امارات را هدف موشك قرار دهد در يك ماه اول به اقتصاد امارات 1000ميليارد دلار خسارت وارد مي شود.

با افزايش تصادمات در خليج فارس موج رفت وآمد هايي را داشتيم؛ مقامات ژاپن، عراق، عمان و حتي زمزمه سفر مكرون. فكر مي كنيد اين ميانجيگري ها مثمرثمر خواهد بود؟
اولا ما نبايد ميانجيگران را هو و بي آبرو كنيم. نبايد كاري كنيم سران كشورهاي معتبر دنيا حاضر نشوند ديگر درباره بهبود روابط غرب با ايران پادرمياني كنند. اين بايد خط قرمز باشد و بايد به همه احترام گذاشته و پيشنهاد منطقي روي ميز بگذاريم كه احساس كنند ايران مثل اجراي برجام يك كشور متعهد منطقي است. من فكر مي كنم در قضيه برجام ما نخست وزير ژاپن را در دنيا هو كرديم كه كار خوبي نبود. مي توانستيم به او بگوييم مي خواهيد ميانجيگري كنيد و روابط دوجانبه را بهبود ببخشيد، ممنون اما ما بايد چند پيشنهاد منطقي هم به ايشان مي داديم كه برود ارائه بدهد و بايد راه را باز مي گذاشتيم. اگر چند نفر مثل آبه شينزو و مكرون فعال شوند، فشار روي آمريكا مي رود و اگر شكست بخورند، فشار روي ما مي آيد.

مخالفان برجام و تيم قبلي مذاكره كننده حملاتي را به تيم فعلي دارند. برخي مي گويند دولت آقاي روحاني ميوه درختي را چيد كه تيم قبلي با وقت كشي و افزايش ذخاير اورانيوم 20درصد كاشته بود.

در دوران مذاكرات هسته اي كه ما عضو بوديم يك چالش داشتيم كه همان چالش باعث سياست هاي هسته اي دوران آقاي احمدي نژاد شد. آن چالش اين بود كه برخي معتقد بودند كه ايران اگر غني سازي بكند تحت هيچ شرايطي به شوراي امنيت نخواهد رفت. استدلال حقوقي شان اين بود كه ما بمب هسته اي نداريم و فعاليت هسته اي مان به سمت سلاح منحرف نشده و مي گفتند اگر ارجاع هم بشود به فصل 7 نمي رود و ايران بمب ندارد و تحت فصل هفتم نخواهد رفت. با اين استدلال مي گفتند تيم هسته اي روحاني مرعوب و واداده است و از ترس مرگ، خودكشي كرده و اين باور خيلي جدي بود كه بايد تهاجمي عمل كنيم. به خاطر همين وقتي آقاي احمدي نژاد آمد با قدرت غني سازي را شروع كرد. اما باور نمي كردند ظرف 2 ماه به شوراي امنيت رفته و كمتر از يك سال زيرفصل 7برويم و به ماده 41برسيم. به هرحال ما به شوراي امنيت رفتيم و آمريكا ايران را آنجا به گروگان گرفت و تحت تحريم هاي اجماعي قرار داد كه نبايد به اين مرحله مي رسيديم. اما وقتي كه به اين وضع رسيديم، بعد از آن كار درستي انجام داديم، بعد از اين مرحله ايران بايد غني سازي را افزايش مي داد و فردو را درست مي كرد تا قدرت چانه زني پيدا كند. اگر من تصميم گير بودم مي ديدم هزينه اي كه من داده ام بالاتر از ساخت بمب است، بمب هم مي ساختم و بعد مذاكره مي كردم؛ چون من بدون بمب هزينه اي دادم بالاتر از هزينه كره شمالي. بايد غني سازي را بالا مي برديم نه فقط 20، بلكه 60درصد چون ايران چيزي براي از دست دادن نداشت. در آن مرحله بايد قدرت چانه زني را بالا مي برديم.
اسرائيل مدتي است پايگاه هاي ايران را در سوريه مورد هدف قرار مي دهد. اخيرا هم پايگاهي در عراق را هدف قرار داده است. ايران در مقابل اسرائيل چه واكنشي بايد داشته باشد؟
اروپا، چين، روسيه و برخي در داخل آمريكا معتقدند اگر آمريكا با ايران درگير شود، قدرت و نفوذ ايران در منطقه باعث مي شود جنگ منطقه اي شكل بگيرد و آمريكا گرفتار شود؛ حتي پنتاگون و بدنه وزارت خارجه آمريكا و اكثريت كنگره اين باور را دارند كه اسرائيل استراتژي را دنبال مي كند تا به آمريكا بگويد نترس من شبانه روز ايران را مي زنم و هيچ كاري نمي كنند و اينكه مي گويند نفوذ دارند ببينيد ببر كاغذي هستند. اسرائيل مي خواهد ترس ديگران را بريزد و دست بولتون را قوي كند تا بگويد اگر به ايران حمله كنيد، كاري نمي كنند؛ بنابراين بايد جواب مناسب و حساب شده به حملات اسرائيل بدهيم. البته من معتقد به جنگ مستقيم ايران و اسرائيل نيستم اما ايران بايد از ابزارهاي خودش استفاده كند تا به اسرائيل بفهماند سياست بزن در رويي در مورد ايران كارآمد نيست.

اخيرا حضور اسرائيلي ها در ائتلاف دريايي خليج فارس مطرح شده است. هدفشان چيست؟
اسرائيلي ها با برنامه بهبود روابط با اعراب و تشكيل جبهه متحد عربي-اسرائيلي-آمريكايي عليه ايران، درصددند كه حضور نظامي-سياسي-امنيتي-فرهنگي خود در اطراف مرزهاي ايران را گسترش دهند. لذا بايد موضوع حضور نظامي اسرائيل در خليج فارس به معني يك تهديد جديد امنيت ملي تلقي شده و در دستور كار قرار گيرد.

شوراي عالي امنيت ملي حمله ايران به افغانستان براي انتقام از طالبان را تصويب كرد هرچند اقليتي از جمله بنده با اين تصميم مخالف بودند در نهايت هم اين مصوبه با وتوي رهبر انقلاب مواجه شد

يك انتخاباتي در آمريكا برگزار شده و تندترين نيروهاي ضد ايراني بر سر كار آمده اند كه ربطي به برجام ندارد. نبايد كاسه كوزه ها را سر برجام يا مذاكره با آمريكا در دوران برجام بشكنيم

قبل از اينكه ترامپ از برجام خارج شود، آن مقطع اين اجماع وجود نداشت، اگر دست دولت باز بود، مي رفت مذاكره مي كرد. اما امروز فكر نمي كنم آقاي ظريف و روحاني اعتقادي به مذاكره با آمريكا داشته باشند چون همه اين جمع بندي را دارند كه حتي اگر ترامپ مذاكره را براي معامله بخواهد، تيم او دنبال اين نيستند
منبع خبر:
همشهري
   تاریخ: ۱۴:۰۰ - ۰۲/۰۶/۱۳۹۸   بازدید: ۱۸