اداره کل دیپلماسی عمومی و اطلاع رسانی سازمان انرژی اتمی ایران
چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹

اولويت نخست در «ديپلماسي متوازن» ناظر به توسعه همكاري هاي اقتصادي با همسايگان است / فراهم شدن شرايط براي توسعه اقتصاد كشورهاي حوزه مقاومت
 
عضو ليست انتخاباتي شوراي ائتلاف نيروهاي انقلابي در تهران با تشريح مؤلفه هاي سه گانه «ديپلماسي متوازن»، از توسعه همكاريهاي اقتصادي با همسايگان به عنوان اولين اولويت ياد كرد و افزود: به بركت خون سردار سليماني، اكنون فضا براي توسعه اقتصادي كشورهاي جبهه مقاومت مهيا شده است.
اولويت نخست در «ديپلماسي متوازن» ناظر به توسعه همكاري هاي اقتصادي با همسايگان است / فراهم شدن شرايط براي توسعه اقتصاد كشورهاي حوزه مقاومت
عضو ليست انتخاباتي شوراي ائتلاف نيروهاي انقلابي در تهران با تشريح مؤلفه هاي سه گانه «ديپلماسي متوازن»، از توسعه همكاريهاي اقتصادي با همسايگان به عنوان اولين اولويت ياد كرد و افزود: به بركت خون سردار سليماني، اكنون فضا براي توسعه اقتصادي كشورهاي جبهه مقاومت مهيا شده است. به گزارش گروه بين الملل خبرگزاري آنا، يكي از مباحث كليدي در انتخابات پيش روي مجلس شوراي اسلامي، ايفاي نقش مؤثرتر اين نهاد تقنيني در سياست خارجي كشور با رويكرد اقتصادي است. اين نگاه قطعاً ابزار و اهرم مهمي براي پيشبرد اهداف نظام اسلامي در چارچوب نگاه به شرق و عملياتي كردن اقتصاد مقاومتي به شمار مي آيد. از اين منظر، ديپلماسي قوي يكي از ستون هاي اصلي و به تعبيري سنگري مهم در مقابله با راهبرد فشار حداكثري دشمن و لايه هاي پر و پيچ وخم معادلات جهاني و عرصه بين المللي است. در همين ارتباط، گفتگويي با دكتر «ابوالفضل عمويي»، كارشناس مسائل شرق آسيا و عضو ليست انتخاباتي شوراي ائتلاف نيروهاي انقلاب در تهران ترتيب داده ايم كه ازنظر مي گذرد.

آنا: نكته مهمي كه در دستگاه ديپلماسي كشور داريم اين است كه در بحث سياست خارجي از مقاومت حداكثري صحبت مي شود اما آن چيزي كه در عمل مخابره شده و آن طرف دريافت مي شود، پيام ضعف است. مشابه مباحثي كه پس از مصاحبه آقاي ظريف با نشريه «اشپيگل» درباره مذاكره با آمريكا پس از ترور سردار سليماني مطرح شد و سخنگوي وزارت امور خارجه هم از آن با عنوان «موضع نظام» ياد كردند. اين در حالي است كه مقام معظم رهبري در نماز جمعه صراحتاً فرمودند كه موضع نظام عدم مذاكره با آمريكاست. كدام چارچوب ها و قواعد بايد در سياست خارجي تغيير كند كه پيام قدرت به حريف ارسال شود؟

عمويي: من فكر مي كنم كه جمهوري اسلامي در چهل و يكمين سالگرد به وجود آمدن و حياتش، از شرايط خاصي نسبت به شرايطي كه در گذشته داشته، برخوردار است. ازجمله اينكه به هرحال آمريكايي ها يك سال و نيم است يك كمپين و كارزار فشار حداكثري عليه ما شروع كرده اند. اين كارزار را با خروج آمريكا از برجام، سپس با تقويت تحريم ها و به حداكثر رساندن تحريم ها افزايش دادند. از طرف ديگر، كوشيدند چاشني خشونت را هم به اين كارزار فشار حداكثري اضافه كنند كه مهم ترين اقدام آن ها، ترور سردار سليماني بود. در اين شرايط شايد لازم باشد كه ما نگاهي دوباره به سياست خارجي خودمان داشته باشيم و نسبت به شرايط جديد، صورت بندي جديدي از عناصر سياست خارجي ارائه دهيم. من اسم اين شيوه را «توازن بخشي به ديپلماسي» نام گذاري مي كنم.

لزوم شناسايي ديپلماسي به عنوان ابزار قدرت

در واقع بايد راهكارهايي را در سياست خارجي پيدا كنيم كه ضمن حفظ منافع ملي، عنصر قدرت ملي را براي ما حفظ كند. اصل اول اين است كه ديپلماسي را به عنوان ابزار قدرت بشناسيم. در سياست خارجي و ديپلماسي، هر زمان و دوره اي نياز به عناصر خاص خودش دارد. توازن بخشي در اين مقطع زماني براي ما اين است كه يادآوري كنيم به خودمان، كه دنيا فقط آمريكا و چند كشور غربي نيست بلكه بيش از 200 كشور در جهان وجود دارد. همه اين ها فرصت هستند براي ما كه بتوانيم كمپين فشار حداكثري را برگردانيم و ضمن افزايش تاب آوري كشورمان، از رهگذر مقاومت، آمريكايي ها را به مرحله اي برسانيم كه متوجه شوند كه اين سياست مؤثر نبوده و نه فقط نتوانسته اند منافع ملي خود را كسب كنند، بلكه مضار آن نيز افزايش يافته است.

عناصر «ديپلماسي متوازن»

در واقع ديپلماسي در اينجا در كنار قدرت نظامي قرار مي گيرد. يعني اگر عمليات عين الاسد قدرت بازدارندگي ما را افزايش داد، حتماً ظرفيت ها بايد در حوزه ديپلماسي به كار گرفته شود كه بتواند پاسخ هاي آن ها را در محورهاي ديگر بدهد. به طور حتم، ديپلماسي در چارچوب نگاه به غرب يا تمركز بر آمريكا و يا انتظار براي اينكه آمريكايي ها امتيازي به ما بدهند، مسير درستي نيست و به اهداف ما را تامين نمي كند. بلكه لازم است به فرصت هاي جديد نگاه كنيم. به همين دليل، رويكردي كه امروز احساس مي كنم براي پيگيري از سوي نيروهاي انقلاب مفيد است - چه در فضاي مجلس و چه پس ازآن- يك «ديپلماسي متوازن» است. عناصر اين ديپلماسي متوازن چيست؟ نكته اول اينكه در توازن بخشي به ديپلماسي، اولويت با كشورهاي همسايه است چراكه ما ازنظر موقعيت جغرافيايي يك كشور خاص هستيم. 15 همسايه داريم كه در دنيا جزء كشورهاي ركورددار از اين منظر به شمار مي آيد. در اين كشورها جمعيتي 600 ميليون نفري در نزديك ترين فاصله به ما قرار دارند و از اين رهگذر، فرصت هاي خاصي براي تعامل تجاري وجود دارند. ارزيابي ها نشان مي دهد كه حدود يك هزار و 200 ميليارد دلار در حال حاضر در اين منطقه تجارت انجام مي شود. سهم جمهوري اسلامي از اين مقدار چيزي حول وحوش 2 درصد يعني حدود 24 ميليارد دلار است.

اگر ما تمركز خود را بر همسايه ها بگذاريم و فقط بتوانيم تعامل اقتصادي و تجارتمان را با آن ها دو برابر كنيم، اين ظرفيت به 48 يا 50 ميليارد دلار قابليت افزايش دارد كه يك فرصت بي نظير براي عبور از فشارها و تحريم هاست.

توسعه تعاملات اقتصادي با اقتصادهاي نوظهور كه رويكرد غربي ندارند

اولويت دوم در بحث ديپلماسي متوازن، توسعه تعاملات اقتصادي با اقتصادهاي نوظهور است. دنيا دارد به سمتي مي رود كه فكر مي كنيم با اين روند، توسعه اقتصادي چين و توليد ناخالص داخلي اين كشور تا چند سال ديگر از آمريكا سبقت گرفته و بلوك هاي جديدي از قدرت هاي اقتصادي در دنيا شكل بگيرند. چين، هند، روسيه، برزيل، آفريقاي جنوبي، اندونزي، مالزي و ... مجموعه كشورهايي هستند كه ظرفيت هاي جديدي را در حوزه اقتصادي نشان مي دهند. لازم است توجه كنيم كه عموم اين كشورها هم اتفاقاً رويكرد غربي در پيگيري تحريمها ندارند. يعني در اجراي تحريم ها تلاش مي كنند تا جايي كه ممكن باشد و فشارهاي آمريكا اجازه بدهد، تعاملاتشان را با ايران حفظ كنند. تقويت و توسعه تعاملات با اين كشورها جزء اولويت هايي است كه در اين ديپلماسي متوازن بايد دنبال شود.

كريدور خليج فارس - مديترانه

نكته سوم اين است كه به بركت فداكاري حاج قاسم، يارانش و شهداي مدافع حرم، يك محور مقاومت در غرب ايران شكل گرفته است. براي حفظ امنيت، مبارزه با تروريسم داعش و حفظ امنيت كشورهاي همسايه، امروز در عراق، خون ايراني و عراقي آميخته شده است، در سوريه خون ايراني و سوري با هم به زمين ريخته شده است، نه فقط آن ها، لبناني ها، افغاني ها، پاكستاني ها، همه در تقويت اين محور زحمت كشيده اند. ازاين رو، هدف اول از اين محور كه كسب امنيت براي ما بود، حاصل شده است. به بركت همين فداكاري ها و خون شهدا، سوريه بخش زيادي از حاكميت خود را بازيابي كرده، داعش در عراق حاكميتش را ازدست داده؛ اما ماجرا فقط اين نيست كه ما موضوع مقاومت را در حوزه امنيت ببينيم.

حتماً اولويت اول، امنيت است ولي فرصت هايي براي توسعه اقتصادي كشورهاي حوزه مقاومت هم شكل گرفته.

از ديد من آخرين اقدام عملياتي بزرگ حاج قاسم كمك به افتتاح مرز بوكمال - قائم بود. ارزيابي ها نشان مي دهند كه مرز بوكمال - قائم بين عراق و سوريه ظرفيت روزانه 300 كاميون تبادل كالا دارد كه يك فرصت بي نظير اقتصادي است. اتفاقاً از لحاظ اقتصادي، كشورهاي حوزه مقاومت، يعني ايران، عراق، سوريه و لبنان و حتي اگر بخواهيم بخشي از افغانستان و حوزه هاي ديگر را هم در نظر بگيريم، در بسياري حوزه ها اقتصادهايشان مكمل يكديگر است. بخشي از كشورهاي محور مقاومت نيازهايي دارند و طرف هاي مقابل نيز توليداتي دارند كه مي توانند هم پوشاني كرده و نيازهاي يكديگر را تأمين كنند. در واقع اولويت و محور سوم كار در ديپلماسي متوازن، مي تواند توسعه اقتصادي محور مقاومت باشد. ايده هايي در اين زمينه وجود دارد. ازجمله مدت هاست در مورد ايده اي صحبت مي شود به نام كريدور اقتصادي خليج فارس - مديترانه كه مي تواند از خليج فارس ما را به درياي مديترانه برساند. مديترانه يك دريا و عرصه مهم براي رسيدن به اروپا و بازارهاي اروپايي است. اگر زمينه ها و زيرساخت هاي اين موضوع فراهم شود، اعم از زيرساخت هاي ترانزيتي و اقتصادي، مي تواند كمك بزرگي نه فقط براي حفظ محور مقاومت بلكه براي كسب دستاوردهاي جديد در اين حوزه باشد.

نگاه به اروپا در ديپلماسي متوازن

در اين چارچوب يكي از سؤالات اين است كه نگاه به اروپا چيست؟ آيا اروپا جزء اولويت ها هست؟ البته مخالفتي با مذاكره و گفتگو با اروپايي ها وجود ندارد، بلكه مسئله اين است كه تا الان نتوانسته ايم دستاورد مناسبي از مذاكره با آن ها به دست بياوريم. اروپا معمولاً نشان داده است كه در مقابل فشارهاي آمريكا مستقل عمل نكرده و نتوانسته يك اقدام عملي و ثمره عيني از مذاكره به ما نشان دهد. ديديد كه بعد از خروج آمريكا از برجام، آن ها در قالب بيانيه كميسيون مشترك، 11 تعهد به ما دادند و گفتند ما به اين 11 تعهد پايبند هستيم كه مقدمه همه آن ها اينستكس بود؛ يك كانال مالي كه در قالب تهاتر بتواند براي تسويه حساب معاملات تجاري اقدام كند. اما هنوز حتي در همان اقدام اول هم موفق نبودند چه رسد به اقدامات بعدي. كسي باب گفتگو با اروپا را نمي بندد اما اين انتظار براي اينكه از اروپا دستاوردي بگيريم، انتظاري نيست كه با واقعيت مقارن باشد.

آنا: سرنوشت برجام در قالب ديپلماسي متوازن چه مي شود؟ وزارت خارجه معتقد است كه برجام هفت منفعت راهبردي دارد و اين را به اطلاع مقامات عالي رتبه رسانده است. از طرفي، آقاي سيد عباس موسوي هم در نشست خبري اخير خود گفتند جنازه برجام هم براي ما نعمت است. تكليف برجام چه مي شود و احتمال خروج ايران از ان.پي.تي چقدر است؟

عمويي : برجام در واقع يك برنامه اقدام مشترك بود كه دو پايه داشت. يك پايه تعهدات ايران و پايه ديگر، تعهدات طرف مقابل بود. عمده تعهدات ايران بر دو بخش تعهدات «هسته اي» و «نظارتي» متمركز بود. به اين معنا كه ما محدوديت هايي در برنامه هاي هسته اي خودمان اعمال كنيم و يك سري نظارت هاي خاص و ويژه چه در قالب پروتكل الحاقي و چه در قالب نظارت هاي خاص برجام را بپذيريم. طرف مقابل هم چه آمريكايي ها و چه اروپايي ها تعهداتي داشتند كه عمدتاً بر محور رفع تحريم ها بود.

با خروج آمريكا از برجام كه يك خروج غيرقانوني بود، ضرورت داشت كه به اين نقض عهد واكنش نشان داده شود، چراكه توافق هسته اي از توازن خارج شد.

طرف اروپايي تعهد داد كه لااقل تعهدات خود را انجام دهد اما استنكاف كرد. تقريباً يك بازه يك ساله را گذرانديم تا از طرف اروپايي اين خواسته را داشته باشيم كه متعهد شوند و تعهداتشان را اجرا كنند. زمان مي خواستند و مدعي بودند كه زمان مسئله را حل خواهد كرد. يك سال گذشت و اتفاقي نيفتاد. درنتيجه، گام هاي كاهش تعهدات برجامي از سوي ايران كليد خورد و طي پنج مرحله محدوديت هاي هسته اي ايران يكي پس از ديگري لغو شد. در مرحله اول، محدوديت ميزان ذخاير چه در اورانيوم غني شده و چه در آب سنگين لغو شد. پس ازآن، محدوديت در ميزان غني سازي و درصد غني سازي را رفع كرديم. در مرحله سوم، در بحث تحقيق و توسعه، محدوديت ها برداشته شد. در گام چهارم، محدوديت ها در فوردو و در گام پنجم همه محدوديت هاي هسته اي را برداشتيم و در واقع، ايران اعلام كرد هيچ گونه تعهدي در بخش محدوديت هسته اي ندارد؛ كما اينكه اروپا هيچ تعهدي را در مورد رفع تحريم ها انجام نداد و احياي همكاري هاي اقتصادي محقق نشد. اين وضعيتي است كه الان با آن مواجه هستيم.

گام هاي رو به عقب اروپا به دليل تهديد ايران براي خروج از ان.پي.تي

چيزي كه امروز از برجام باقي مانده، بخشي از تعهدات نظارتي ماست. تعهدات نظارتي هم در واقع در اختيار خودمان است. بايد در مورد اين محاسبه كنيم. سران نظام در حال تصميم گيري هستند كه آيا ما بايد اين تعهدات را بپذيريم يا نپذيريم. طرف مقابل الان ادعا مي كند كه ما مي خواهيم مكانيسم ماشه را فعال كنيم. ايران به صراحت به اروپا اعلام كرده كه اگر مكانيسم ماشه را فعال كنند، بايد مطمئن باشند ما ديگر تعهدات نظارتي را چه در قالب تعهدات اختصاصي برجام و چه در قالب پروتكل الحاقي، نخواهيم پذيرفت. ازاين رو، گام هاي رو به عقب را برداشته اند و مي گويند در حال طولاني كردن زمان بندي مكانيسم ماشه هستيم، و نمي خواهيم اين سازوكار را فعال كنيم. الان مي توانم بگويم تا حدودي توازن در اجرا ايجاد شده، چراكه به هرحال آن ها تعهداتشان را انجام ندادند و ما هم اعلام كرديم كه به بخشي از تعهداتمان ديگر متعهد نيستيم. اما اگر در اين شرايط بخواهند مطالباتي فراتر از اين داشته باشند و مكانيسم ماشه را فعال كنند، بايد بدانند كه ايران هنوز هم برگ برنده دارد. يكي از اين برگ هاي برنده، تعهدات نظارتي و خروج از پيمان ان.پي.تي است. در نامه رئيس جمهور پيش از برداشتن گام اول كاهش تعهدات، به سران اروپايي اعلام شده كه اگر شما بخواهيد پرونده هسته اي ايران را به شوراي امنيت ارجاع دهيد تا قطعنامه هاي تحريمي سابق شوراي امنيت بازگردد، در اين چارچوب مطمئن باشيد كه ما در اصل حضور در ان. پي.تي تجديدنظر خواهيم كرد. اين موضوع به عنوان يك فرصت در اختيار ايران است كه هر موقع اراده كند، مي تواند نسبت به اجراي آن اقدام كند. اروپا مي تواند در مسير خود تجديدنظر كند، مي تواند در همين شرايط آن را حفظ كند، اين ديگر تصميم آن هاست. چيزي كه ما فكر مي كنيم اين است كه در ديپلماسي متوازن اساساً بايد نگاه به آن مسير عوض شود. به اين مفهوم كه نبايد منتظر شويم ببينيم اروپايي ها مي خواهند با ما چه رفتاري كنند. ما بايد ابزار قدرت خود را در آن حوزه داشته باشيم اما بايد مسير را بازكنيم، يعني كشور اگر بخواهد هميشه منتظر اين باشد كه چه زماني تحريم ها از سمت آمريكا برداشته مي شود يا اروپايي ها چه زماني حاضر مي شوند كه مثلاً اينستكس را فعال كنند، هيچ وقت نمي توانيم مسير توسعه را كه در واقع الزام اصلي حيات نظام سياسي است، دنبال كنيم. خواسته مردم در مورد مسايل اقتصادي روشن است و فكر مي كنيم براي اين موضوع، راه وجود دارد. ديپلماسي متوازن راهكاري براي حفظ ديپلماسي كشور در شرايط فشار غرب و در راستاي هدف اصلي پيش روي كشور، يعني «قوي شدن» با اولويت تقويت اقتصادي و توليد داخلي است.

آنا: با توجه به قواعد ديپلماسي متوازن از مجموع پنج كميته زيرمجموعه كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي شامل امنيت داخلي، حقوق بشر، هسته اي، دفاعي و روابط خارجي، كدام يك نيازمند تقويت اورژانسي و فوري تقويت هستند؟

عمويي: من فكر مي كنم طبق آن چيزي كه حضرت آقا فرمودند، اولويت، ساختن يك مجلس قوي است. در واقع مجلسي كه كمك كند به قوي شدن كشور و اين فقط مربوط به يك كميسيون و دو كميسيون هم نيست و در واقع بايد كل ساختار مجلس تقويت شود. تقويت شدن، هم به كميسيون ها و هم به كارويژه هايي مجلس در حوزه جمعي و فردي بازمي گردد. بحث بر سر اين است كه افراد متخصص، باتجربه و سالمي وارد مجلس شده و توان كارشناسي بيشتري در اختيار اين نهاد تقنيني قرار دهند تا مجلس قوي ساخته شود. در كنار اين، خود مجلس و كميسيون هايش هم كارويژه هاي مخصوص به خود را دارند. حتماً مجلس به افرادي كه در حوزه اقتصادي و زيرشاخه هايش اعم از صنعت، تجارت و كشاورزي يا حوزه هاي ديگر تمركز داشته باشند، نياز دارد.

حتماً نياز است كه مجلس در همه ابعاد تقويت شود و يكي از اين بخش ها، حوزه سياست خارجي و امنيت ملي است.

در اين چارچوب، حضور افرادي كه از تجربياتي برخوردار بوده و دانش اين حوزه را داشته باشند، مفيد فايده است. فكر مي كنم يكي از كارويژه هاي جمعي مجلس كه بايد تقويت شود، بحث ديپلماسي پارلماني است. يعني مجلس فقط در كميسيون سياست خارجي نيست كه موضوع سياست خارجي را دنبال مي كند، بلكه يكي از تعاملاتي كه امروز دارد در دنيا شكل مي گيرد، از طريق پارلمان هاست. پارلمان ها به عنوان نمايندگان واقعي و مستقيم مردم شناخته مي شوند. هرچند خيلي از كشورها آراي مستقيمي براي انتخاب دولت دارند، ولي پارلمان نسبتش با مردم مستقيم تر است. اين كاركرد، ديگر منحصر به كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي هم نيست. مجلس شوراي اسلامي در حوزه ديپلماسي چندجانبه عضو اتحاديه بين المجالس، اتحاديه مجالس آسيايي و عضو اتحاديه بين المجالس اسلامي است كه اين ها نمادهاي حضور بين المللي مجلس شوراي اسلامي به شمار مي آيند.

عدم تمركز صرف بر وزارتخانه ها و سفارتخانه ها

در كنار اين، يكي از ظرفيت هاي ديگري كه مجلس دارد، گروه هاي دوستي پارلماني است. كشورهاي مختلف براي اينكه بتوانند همكاري ها و محورهاي دوستي شان را توسعه دهند، فقط بر وزارت هاي خارجه و سفارتخانه ها تمركز نمي كنند، بلكه ظرفيت هاي ديگري را هم در كنار اين به وجود مي آورند. پارلمان ها هم گروه هاي دوستي را به وجود آورده اند. فكر مي كنم جا دارد كه مجلس در اين حوزه هم گروه هاي دوستي را تقويت كند. ديپلماسي پارلماني مي تواند ظرفيت كشورهايي كه در چارچوب ديپلماسي متوازن، هدف ما مي شوند، همسايه هاي ما يا محور شرق يا كشورهايي كه ظرفيت توسعه همكاري ها در موضوعات و زيرشاخه هايي غير از حوزه هاي سياسي دارند را فعال كند. از طرفي، اگر لايحه يا طرحي هست كه به حوزه سياست خارجي مربوط است يا جنبه هاي سياست خارجي دارد، اولويت اول بررسي تخصصي در كميسيون سياست خارجي و امنيت ملي است. آنجا ارزيابي مي شود، نظر تخصصي مجلس گرفته مي شود، داخل كميسيون نمايندگان دولت مي آيند صحبت مي كنند، مجلس از ظرفيت كارشناسي مردمي خود نيز استفاده مي كند و سپس ارزيابي اوليه خود را به صحن علني هم ارائه مي دهد. در صحن هست كه عموم نمايندگان در اين خصوص رأي گيري مي كنند و تصميم مي گيرند كه اين طرح به چه ترتيب پيش برود. ازاين جهت، حوزه كار ديپلماسي و سياست خارجي در مجلس، حوزه وسيعي است و فكر مي كنم كه بايد به آن توجه لازم شود.

انتهاي پيام/4106/
منبع خبر:
آنا
   تاریخ: ۰۰:۵۲ - ۲۸/۱۱/۱۳۹۸   بازدید: ۱۵